«آیندهی مشترک» برنامهٔ جنبشِ «فرانسهٔ نافرمان» (لا فرانس اَنسومیز) به رهبریِ ژانلوک ملانشون برای دگرگونیِ فرانسه است. این خلاصه هجده فصلِ برنامه را معرفی میکند — هر فصل با چکیدهای کوتاه و مهمترین اقداماتش — و به دو زبانِ فرانسه و فارسی عرضه میشود، به این نیّت که این تجربهٔ سیاسی با جهان، و بهویژه با مردمانِ خاورمیانه، در میان گذاشته شود. متنِ کامل و دفترچههای تفصیلی در نشانیِ aec2027.fr در دسترس است.
۱. قدرت به مردم
گسست از «سلطنتِ ریاستجمهوری» با فراخواندنِ مجلسِ مؤسسان برای بنیادنهادنِ «جمهوریِ ششم»، سپردنِ قدرت به شهروندان، تضمینِ جدایی دین از دولت و مردمیکردنِ رسانهها.
- فراخواندنِ مجلسِ مؤسسان از راهِ همهپرسی برای نگارشِ «جمهوریِ ششم»، که ظرفِ دو سال به همهپرسی گذاشته شود.
- انتخابِ مجلسِ ملی به شیوهٔ تناسبی و لغوِ اصلِ ۴۹٫۳ (نظامِ پارلمانی).
- نامزدناپذیریِ نمایندگانِ مجلسِ مؤسسان در انتخاباتِ بعدی، تا از منافعِ حزبی در امان بمانند.
- لغوِ توافقنامهٔ دینیِ آلزاس-موزل و حذفِ هرگونه بودجهٔ دولتی برای نهادهای مذهبی.
- تقویتِ قوانینِ ضدِ تمرکزِ رسانهها و برقراریِ حقالاشتراکِ تصاعدیِ رسانهٔ همگانی.
۲. فراسویِ مالکیتِ خصوصی
بیرونکشیدنِ مشترکاتِ بنیادین — آب، هوا، انرژی، سلامت، طبیعت — از چنگِ منافعِ خصوصی، بازگشت از خصوصیسازیها و بازآفرینیِ قطبهای عمومیِ راهبردی.
- برگزاریِ همهپرسی برای تعیینِ فهرستِ مشترکات و خدماتِ ضروری که باید همگانی شوند.
- جلوگیری از آنکه مالکیتِ خصوصی بر پاسداشتِ آب، هوا، خوراک، جنگل، سلامت و انرژی پیشی گیرد.
- بازنگری در خصوصیسازیهای گذشته (فرودگاهها، بزرگراهها، شرکتِ ملیِ لاتاری).
- ایجادِ قطبهای عمومی در بخشهای راهبردی: دارو، حملونقل، بانک، انرژی.
- رواداشتنِ حقِ مصادرهٔ کارخانهها و بنگاههای دارای منفعتِ عمومی.
۳. شهروند در بنگاه و در شهر
گستردنِ شهروندی به حوزهٔ اقتصادی و محلی: حقوقِ تازه برای کارکنان در بنگاه، و بازگرداندنِ نقشِ محوری به شهرداریها.
- برقراریِ حقِ تقدّم برای کارکنان تا بتوانند بنگاهشان را بهصورتِ تعاونی در دست گیرند.
- حقِ وتوی تعلیقیِ شوراهای کارکنان بر طرحهای اخراج.
- تضمینِ دستِکم یکسومِ کرسیِ کارکنان در ارکانِ تصمیمگیریِ شرکتهای بزرگ.
- لغوِ قانونِ «نوتر» و ممنوعکردنِ ادغامِ اجباریِ شهرداریها.
- پیوندزدنِ کمکهزینهٔ شهرداریها به نرخِ تورم و ایجادِ صندوقِ پشتیبانی از شهرداریهای روستایی.
۴. گسترشِ قلمروِ آزادی
گنجاندنِ حقِ تعیینِ سرنوشتِ بدن و حقوقِ نو در قانونِ اساسی، خروج از «وضعیتِ اضطراریِ دائمی» و بازسازیِ پلیسی بهراستی جمهوریخواه.
- گنجاندنِ اصلِ کالانشدنِ بدنِ انسان و حقِ مرگِ باکرامت در قانونِ اساسی.
- آسانسازیِ تغییرِ هویتِ جنسیتی در اسناد و ممنوعکردنِ «درمانهای تغییرِ گرایش».
- حذفِ مقرراتِ وضعیتِ اضطراریِ دائمی و تضمینِ نظارتِ قضایی بر عملیاتِ ضدِ تروریسم.
- دوسالهکردنِ آموزشِ مأمورانِ پلیس و ممنوعکردنِ سلاحِ البیدی و مهارِ روبهشکم.
- جایگزینیِ بازرسیِ داخلیِ پلیس با نهادی مستقل و تشکیلِ کمیسیونِ «حقیقت و عدالت» دربارهٔ خشونتِ پلیس.
۵. بالابردنِ سطحِ آموزش
بازسازیِ مدرسهای همگانی، رایگان و برابر — از خردسالی تا دانشگاه — ریشهکنیِ بیسوادی و بازگرداندنِ فرانسه به جایگاهِ ملّتی بزرگ در علم.
- ایجادِ ۵۰۰٬۰۰۰ جای مهدِکودک در پنج سال و رایگانکردنِ مهدهای عمومی.
- کاهشِ شمارِ دانشآموزانِ هر کلاس به کمتر از ۱۹ و تضمینِ رایگانیِ کامل (غذا، ایابوذهاب، کتاب).
- گستردنِ آموزشِ اجباری تا ۱۸ سالگی و پایاندادن به کلاسبندی بر پایهٔ سطح در دورهٔ راهنمایی.
- برچیدنِ سامانهٔ گزینشِ «پارکورسوپ» و رایگانکردنِ تحصیل از کارشناسی تا دکترا.
- ساختِ ۱۵٬۰۰۰ خوابگاهِ دانشجویی در سال.
۶. تقسیمِ ثروت
بازپسگیریِ کنترلِ دموکراتیک بر مالیه، بازسازیِ نظامِ مالیاتیِ بهشدت تصاعدی و بهمشارکتطلبیدنِ ثروتمندترینها.
- جداکردنِ بانکهای سرمایهگذاری از بانکهای خرد و ایجادِ قطبِ عمومیِ بانکی.
- تبدیلِ مالیاتِ بر درآمد به ۱۴ پلهٔ تصاعدی و حذفِ مالیاتِ یکنواختِ سرمایه.
- بازگرداندنِ مالیاتِ بر ثروتِ تقویتشده با بُعدِ اقلیمی و برقراریِ «مالیاتِ زوکمن» به میزانِ ۲٪ بر داراییِ میلیاردرها.
- سقفگذاری برای ارث در بالاترین سطح به ۱۲ میلیون یورو.
- ممنوعکردنِ اخراجهای بورسی و وضعِ مالیات بر بازخریدِ سهام.
۷. نیرویِ همیاری
همبستگی بهمثابهِ اصلِ سازندهٔ جامعه: ریشهکنیِ فقر و بیخانمانی، تضمینِ حقِ مسکن و پایاندادن به رهاشدگیِ سرزمینهای فرادریایی.
- تضمینِ درآمدی دستِکم برابرِ خطِ فقر برای هر کس (۱٬۲۱۶ یورو برای فردِ تنها) و هدفِ «هیچ بیخانمان».
- ساختِ ۲۰۰٬۰۰۰ مسکنِ عمومی در سال، با بالاترین معیارهای زیستمحیطی.
- بالابردنِ سهمیهٔ مسکنِ اجتماعی به ۳۰٪.
- محدودکردنِ اجارههای کوتاهمدتِ گردشگری (مانندِ ایربیانبی) به ۶۰ روز در سال.
- سرزمینهای فرادریایی: پیوستگیِ سرزمینی با نرخِ کنترلشده و ۵۰٪ استخدامِ بومی در بخشِ دولتی.
۸. کار برای همه، کارِ کمتر، کارِ بهتر
تضمینِ اشتغال برای همه، کاهشِ زمانِ کار و بهبودِ شرایطِ آن، برای رسیدن به «جامعهٔ زمانِ برگزیده».
- بالابردنِ فوریِ حداقلِ دستمزد به ۱٬۶۰۰ یورویِ خالص در ماه.
- محدودکردنِ فاصلهٔ دستمزدها به نسبتِ ۱ به ۲۰ در یک بنگاهِ واحد.
- بازگرداندنِ هفتهٔ کاریِ ۳۵ ساعته و کاهش به ۳۲ ساعت در کارهای سخت یا شبانه؛ هفتهٔ ششمِ مرخصیِ باحقوق.
- بازگرداندنِ بازنشستگی در ۶۰ سالگی با حقوقِ کامل و لغوِ اصلاحاتِ ۶۴ سالگی.
- تضمینِ کاری با حداقلِ دستمزد برای هر بیکارِ درازمدت در بخشی که نیازِ فوری دارد.
۹. خودْ تولید کنیم تا پاسخگویِ نیازها باشیم
بازْصنعتیسازی و بازگرداندنِ تولید به کشور برای استقلالِ ملی، با تبدیلِ گذارِ زیستمحیطی به اهرمِ بازسازی و اشتغال.
- مهارِ قیمتِ کالاهای اساسی (خوراک، انرژی، سوخت).
- وضعِ تعرفههای گمرکیِ زیستمحیطی و تدابیرِ ضدِ دامپینگ در بخشهای راهبردی.
- اجرای طرحِ بازسازیِ صنعتی (نیمهرساناها، دارو، باتری).
- مشروطکردنِ کمکهای دولتی به تعهداتِ اجتماعی و زیستمحیطی.
- راهاندازیِ کارگاههای بزرگِ زیستمحیطی که صدها هزار شغل میآفرینند.
۱۰. جا بازکردن برای فرانسهٔ نو
تضمینِ خودگردانیِ هر فرد در سراسرِ زندگی و برابریِ بنیادین میانِ همهٔ گروههای اجتماعی، در چارچوبِ جهانشمولگراییِ جمهوریخواهانه.
- اختصاصِ ۲٫۶ میلیارد یورو به مبارزه با تبعیضِ جنسیتی و خشونت علیهِ زنان.
- برقراریِ «تضمینِ خودگردانی» که جوانان را از خطِ فقر بالاتر میآورد.
- بالابردنِ کمکهزینهٔ معلولان تا سطحِ حداقلِ دستمزد.
- الزامِ ۱۰۰٪ دسترسپذیریِ ساختمانهای نوساز برای معلولان.
- همگانیکردنِ وعدهٔ غذاییِ یکیورویی در رستورانهای دانشجویی.
۱۱. انسانیکردنِ جامعه با فرهنگ و ورزش
رهانیدنِ فرهنگ و ورزش از سلطهٔ بازار و پول، و تبدیلِ آنها به اهرمِ رهایی، در دسترسِ همگان.
- رساندنِ بودجهٔ هنر و فرهنگ به ۱٪ تولیدِ ناخالصِ داخلی در سال.
- گستردنِ رایگانی در موزههای عمومی.
- بهبودِ نظامِ بیمهٔ هنرمندانِ نمایشی و گستردنِ آن به مشاغلِ فرهنگیِ ناپیوسته.
- ایجادِ کتابخانهٔ رسانهایِ عمومی و رایگانِ برخط (آثارِ در قلمروِ عمومی).
- رساندنِ درسِ تربیتِ بدنی به چهار ساعت در هفته و ممنوعکردنِ تبلیغِ شرطبندیِ ورزشی.
۱۲. برنامهریزیِ زیستمحیطی
«گذارِ زیستمحیطیِ» برنامهریزیشده، بر پایهٔ هماهنگیِ انسان و طبیعت، بهرهبریِ دولتی بازسازمانیافته و با مشارکتِ نیرومندِ شهروندان.
- هدفگذاریِ کاهشِ ۶۵٪ گازهای گلخانهای تا سالِ ۲۰۳۰.
- برقراریِ «قاعدهٔ سبز»: برداشتِ سالانه بیش از آنچه زمین میتواند بازسازی کند، ممنوع.
- وضعِ توقفگاه (مُهلتِ قانونی) بر پروژههای بزرگِ بیفایده و ویرانگرِ محیطِ زیست.
- ایجادِ مجامعِ شهروندیِ منطقهای و «مدافعانِ طبیعت».
- الزامیِکردنِ حسابداریِ کربنِ بنگاهها.
۱۳. کارگاههای بزرگِ گذارِ زیستمحیطی
دگرگونیِ ژرفِ انرژی، حملونقل، مسکن و کشاورزی از راهِ برنامهریزیِ عمومی، با منطقِ کممصرفی و بازگرداندنِ تولید به کشور.
- برنامهریزی برای ۱۰۰٪ انرژیِ تجدیدپذیر تا ۲۰۵۰، ملّیکردنِ دوبارهٔ برقِ فرانسه و خروج از انرژیِ هستهای.
- بازسازیِ دستِکم ۷۰۰٬۰۰۰ واحدِ مسکونی در سال و ممنوعیتِ اجارهٔ خانههای پرتدهندهٔ گرما.
- ملّیکردنِ دوبارهٔ راهآهن، بازگشاییِ خطوطِ روزمره و گسترشِ باربریِ ریلی.
- ایجادِ ۳۰۰٬۰۰۰ شغلِ کشاورزی و تعیینِ قیمتِ کفِ منصفانه برای محصولات.
- ممنوعکردنِ علفکشِ گلایفوسِیت، حشرهکشهای نئونیکوتینوئید و پلاستیکهای یکبارمصرف.
۱۴. پاسداری از مشترکات و حقوقِ نوعِ بشر
حفاظت از آب، جنگل، هوا و تنوعِ زیستی در برابرِ تصاحبِ خصوصی، و گسست از بدرفتاری با جانوران.
- گنجاندنِ آب بهمثابهِ مِلکِ مشترک در قانونِ اساسی و مدیریتِ ۱۰۰٪ عمومیِ آن.
- رایگانکردنِ آن مقدار آب که برای زندگیِ باکرامت ضروری است.
- طرحِ پاکسازیِ آلودگیِ کلردکون در گوادلوپ و مارتینیک، همراه با صندوقِ جبرانِ خسارت.
- ممنوعکردنِ قطعِ یکسرهٔ جنگل و رهاگذاردنِ ۲۵٪ جنگلها به حالِ خود.
- ممنوعکردنِ دامداریهای صنعتی، ثبتِ اختراع بر موجوداتِ زنده و ردِ محصولاتِ تراریخته.
۱۵. رویکردی همهجانبه به سلامت
بازسازیِ بیمارستانِ عمومی، تضمینِ دسترسیِ همگانی به درمان و بازپسگیریِ کنترلِ عمومی بر دارو.
- برقراریِ «۱۰۰٪ تأمینِ اجتماعی» که هزینهٔ درمانهای تجویزشده را بهتمامی بازپرداخت میکند.
- تضمینِ اورژانس، زایشگاه و خانهٔ سالمندانِ عمومی در فاصلهٔ کمتر از ۳۰ دقیقه از هر کس.
- ایجادِ قطبِ عمومیِ دارو و بازگرداندنِ تولید به کشور.
- اجرای طرحِ چندساله برای استخدامِ کادرِ درمان و افزایشِ ظرفیتِ دانشکدههای پزشکی.
- قانونیکردن و ضابطهمندکردنِ حشیش زیرِ انحصارِ دولتی.
۱۶. دیپلماسیِ دیگرجهانیخواه برای صلح
گسست از همپیمانیِ آتلانتیکگرا برای فرانسهای مستقل و ناوابسته، در خدمتِ صلح، حقوقِ بینالملل و توسعهٔ مشترک.
- خروج از فرماندهیِ یکپارچهٔ ناتو و سپس از خودِ این سازمان.
- بهرسمیتشناختنِ کشورِ فلسطین، خواستِ آتشبس و پایانِ محاصرهٔ غزه، و تحریمِ تسلیحاتی و تعلیقِ همکاری با اسرائیل.
- ازسرگیریِ خلعِ سلاحِ هستهایِ چندجانبه و بهرسمیتشناختنِ جُرمِ زیستکُشی (اکوساید).
- اختصاصِ ۰٫۷٪ درآمدِ ملی به کمکِ عمومی برای توسعه.
- بازنگری در پیمانهای مهاجرتی و ایجادِ عنوانِ «درماندگیِ زیستمحیطی» برای پناهجویان.
۱۷. اروپا
گسست از معاهدهها برای همسازکردنِ اتحادیه با ضرورتهای اجتماعی و اقلیمی: مذاکره بر سرِ متنهای نو («نقشهٔ اول») و همزمان نافرمانی از قواعدِ بازدارنده («نقشهٔ دوم»).
- بازپسگیریِ حاکمیتِ بودجهایِ دولتها و تغییرِ اساسنامهٔ بانکِ مرکزیِ اروپا.
- توقفِ یکجانبهٔ اجرای قواعدِ ناسازگار با تعهداتِ اجتماعی و زیستمحیطی.
- برقراریِ حمایتگراییِ زیستمحیطی و هماهنگیِ اجتماعیِ روبهبالا.
- وضعِ اصلِ «عدمِ پسرفت» در حوزهٔ زیستمحیطی و اجتماعی.
- لغوِ پیمانهای تجارتِ آزاد (کانادا، نیوزیلند، ژاپن).
۱۸. مرزهای نوِ بشریت
تبدیلِ دریاها، فضا و قلمروِ دیجیتال به مشترکات — بهدور از خصوصیسازی و نظامیگری — زیرِ نظارتِ عمومی و دموکراتیک.
- قراردادنِ زیرساختهای دیجیتال زیرِ کنترلِ عمومی و ایجادِ «ابرِ» عمومی با دادهمرکزهایی در فرانسه.
- ایجادِ سازمانِ عمومیِ نرمافزارهای آزاد و همگانیکردنِ آنها در ادارهها.
- تضمینِ دسترسیِ حداقلیِ رایگان به اینترنت و پوششِ سراسریِ فیبرِ نوری.
- ممنوعکردنِ کاربردهای نظارتیِ هوشِ مصنوعی و گنجاندنِ حقِ رمزنگاری در قانونِ اساسی.
- مذاکره بر سرِ پیمانی که تصاحبِ منابعِ فضایی و نظامیکردنِ فضا را ممنوع کند.